تبلیغات 
دون تردید، اندیشه خلق الساعه نخستین بار به واسطه این مشاهده عموماً غیردقیق مطرح گردید كه چگونه برخی انواع «نازل» حیات در محیط هایی مانند خاك، آب و به ویژه مواد آلی در حال فساد پدیدار می گردند. این اندیشه از دیدگاه رایجی كه ظاهراً تجربه روزمره آن را تأیید كرده است
قرن ها تصور میشد که حیات خود به خود از ماده مرده مثل گوشت در حال فساد به وجود مییاد. پاستور در عوض عقیده داشت که آنچه که ما می بینیم در واقع آثار ناشی از میکروب های غیرقابل دیدن یا به اصطلاح ژرم در هواست. او برای اثبات نظر خودش لولههای آزمایش رو پر از شیره گوشت پخته و جوشیده شده کرد که هریک تنها از طریق لوله ای به شکل S با هوای بیرون رابطه داشت. برطبق نظریه "پیدایش خود به خودی حیات" این اتفاق باید پس از مدت کوتاهی به شکلی معجزه آسا رخ دهد. ولی پس از ماهها انتظار چنین اتفاقی رخ نداد. این نتیجه برای پاستور کاملاً قابل انتظار بود. جوشاندن موجب کشته شدن همهی باکتریهای موجود در شیره گوشت شد و ژرمهای جدید نیز به دلیل دهانه های لوله ای S مانند نتوانستند خود را به آنجا برسانند. طرفداران پیدایش خود به خودی حیات کوشیدند با این ادعا که جوشاندن به هر صورت و به هر نحوی «نیروی حیاتی» اسرارآمیز را از بین برده، موضوع را منحرف کنند. پاستور برای پاسخ به اونا بعضی از دهانههای شیشه ای S شکل را شکست و منتظر ماند. بر طبق نظریه پیدایش خود به خودی حیات هیچ اتفاقی نباید میافتاد چون نیروی حیات مرده بود. ولی شیره گوشت به تدریج کدر شد چون مانعی بر سر راه میکروب ها برای رسیدن به محتویات درون لوله های آزمایش نبود. پاستور ثابت کرد که نیروی حیات در واقع افسانهای بیش نیست. از سوی دیگر آزمایش وی مشخص کنندهی قدرت میکروبهای غیرقابل دیدن نیز بود. نظریهی او تحول عظیمی در علم پزشکی بوجود آورد.
برای تمایز یاختههای گیاهی و جانوری میتوان تفاوتهای زیر را بررسی کرد: تفاوتهای متابولیسمی تفاوتهای ساختاری تفاوتهای تقسیمی سلول گیاهی نسبت به سلول جانوری دارای اشکال متنوعتری است و علاوه بر آن سلولهای گیاهی در دیوارهی اسکلتی نسبتا سختی محصور هستند.سلولهای گیاهی معمولاً دیواره سخت و ضخیم سلولزی دارند که نقش محافظت کننده دارد. سلولهای جانوری این دیواره را ندارند. سانتریول در سلول های جانوری و گیاهان ابتدایی مثل خزهها و سرخسها وجود دارد اما در گیاهان پیشرفته دیده نمیشود. سلولهای جانوری ممکن است یک یا چند تاژک داشته باشند اما به جز سلولهای جنسی نر بعضی از گونههای گیاهی، سلولهای گیاهی فاقد تاژک هستند. در سلولهای گیاهی اندامکی به نام پلاست وجود دارد که در سلولهای جانوری یافت نمیشود.پلاستها مسئول رنگیزههای مختلف گیاهی میباشند و آنها را به سه گروه کلروپلاست ، کروموپلاست و لوکوپلاست تقسیم میکنند. در بسیاری از سلولهای گیاهی بالغ یک واکوئل مرکزی بزرگ وجود دارد که در خود آب و مواد شیمیایی گوناگونی را ذخیره میکند.
طبق نظریه خلقالسعه(پیدایش خود به خودی) موجود زنده از ماده مرده مثل گوشت در حال فساد به وجود مییاد. پاستور در عوض عقیده داشت که آنچه که ما می بینیم در واقع آثار ناشی از میکروب های غیرقابل دیدن یا به اصطلاح ژرم در هواست. او برای اثبات نظر خودش لولههای آزمایش رو پر از شیره گوشت پخته و جوشیده شده کرد که هریک تنها از طریق لوله ای به شکل S با هوای بیرون رابطه داشت. برطبق نظریه "پیدایش خود به خودی حیات" این اتفاق باید پس از مدت کوتاهی به شکلی معجزه آسا رخ دهد. ولی پس از ماهها انتظار چنین اتفاقی رخ نداد. این نتیجه برای پاستور کاملاً قابل انتظار بود. جوشاندن موجب کشته شدن همهی باکتریهای موجود در شیره گوشت شد و ژرمهای جدید نیز به دلیل دهانه های لوله ای S مانند نتوانستند خود را به آنجا برسانند. طرفداران پیدایش خود به خودی حیات کوشیدند با این ادعا که جوشاندن به هر صورت و به هر نحوی «نیروی حیاتی» اسرارآمیز را از بین برده، موضوع را منحرف کنند. پاستور برای پاسخ به اونا بعضی از دهانههای شیشه ای S شکل را شکست و منتظر ماند. بر طبق نظریه پیدایش خود به خودی حیات هیچ اتفاقی نباید میافتاد چون نیروی حیات مرده بود. ولی شیره گوشت به تدریج کدر شد چون مانعی بر سر راه میکروب ها برای رسیدن به محتویات درون لوله های آزمایش نبود. پاستور ثابت کرد که نیروی حیات در واقع افسانهای بیش نیست. از سوی دیگر آزمایش وی مشخص کنندهی قدرت میکروبهای غیرقابل دیدن نیز بود. نظریهی او تحول عظیمی در علم پزشکی بوجود آورد.
ردی اولین کسی بود که نظریه خلقالساعه (ایجاد خود به خود) رو رد کرد. بعدها پاستور با آزمایشهای خود نظر ردی رو تایید کرد! قرن ها تصور میشد که حیات خود به خود از ماده مرده مثل گوشت در حال فساد به وجود مییاد. پاستور در عوض عقیده داشت که آنچه که ما می بینیم در واقع آثار ناشی از میکروب های غیرقابل دیدن یا به اصطلاح ژرم در هواست. او برای اثبات نظر خودش لولههای آزمایش رو پر از شیره گوشت پخته و جوشیده شده کرد که هریک تنها از طریق لوله ای به شکل S با هوای بیرون رابطه داشت. برطبق نظریه "پیدایش خود به خودی حیات" این اتفاق باید پس از مدت کوتاهی به شکلی معجزه آسا رخ دهد. ولی پس از ماهها انتظار چنین اتفاقی رخ نداد. این نتیجه برای پاستور کاملاً قابل انتظار بود. جوشاندن موجب کشته شدن همهی باکتریهای موجود در شیره گوشت شد و ژرمهای جدید نیز به دلیل دهانه های لوله ای S مانند نتوانستند خود را به آنجا برسانند. طرفداران پیدایش خود به خودی حیات کوشیدند با این ادعا که جوشاندن به هر صورت و به هر نحوی «نیروی حیاتی» اسرارآمیز را از بین برده، موضوع را منحرف کنند. پاستور برای پاسخ به اونا بعضی از دهانههای شیشه ای S شکل را شکست و منتظر ماند. بر طبق نظریه پیدایش خود به خودی حیات هیچ اتفاقی نباید میافتاد چون نیروی حیات مرده بود. ولی شیره گوشت به تدریج کدر شد چون مانعی بر سر راه میکروب ها برای رسیدن به محتویات درون لوله های آزمایش نبود. پاستور ثابت کرد که نیروی حیات در واقع افسانهای بیش نیست. از سوی دیگر آزمایش وی مشخص کنندهی قدرت میکروبهای غیرقابل دیدن نیز بود. نظریهی او تحول عظیمی در علم پزشکی بوجود آورد.
به طور کلی اکثر آنزیمها پروتئینیاند. اما اخیرا آنزیمهایی هم پیدا شده که منشا اسید نوکلئیک دارند (RNA). گفته میشه در زمان پیدایش حیات این نوع آنزیمها وجود داشتند.
| آنزیمهای پروکاریوتهای ترموفیل مثل DNA , RNA پلیمراز میتوانند در دمای بالاتر از 45 درجه فعال باشند. این آنزیمها در بیوتکنولوژی دارای اهمیت فراوانیاند. برای مثال از این آنزیمها میتونیم به تگپلیمراز اشاره کنیم که در PCR کاربرد دارد. |
| ردی اولین کسی بود که نظریه خلقالساعه (ایجاد خود به خود) رو رد کرد. بعدها پاستور با آزمایشهای خود نظر ردی رو تایید کرد! قرن ها تصور میشد که حیات خود به خود از ماده مرده مثل گوشت در حال فساد به وجود مییاد. پاستور در عوض عقیده داشت که آنچه که ما می بینیم در واقع آثار ناشی از میکروب های غیرقابل دیدن یا به اصطلاح ژرم در هواست. او برای اثبات نظر خودش لولههای آزمایش رو پر از شیره گوشت پخته و جوشیده شده کرد که هریک تنها از طریق لوله ای به شکل S با هوای بیرون رابطه داشت. برطبق نظریه "پیدایش خود به خودی حیات" این اتفاق باید پس از مدت کوتاهی به شکلی معجزه آسا رخ دهد. ولی پس از ماهها انتظار چنین اتفاقی رخ نداد. این نتیجه برای پاستور کاملاً قابل انتظار بود. جوشاندن موجب کشته شدن همهی باکتریهای موجود در شیره گوشت شد و ژرمهای جدید نیز به دلیل دهانه های لوله ای S مانند نتوانستند خود را به آنجا برسانند. طرفداران پیدایش خود به خودی حیات کوشیدند با این ادعا که جوشاندن به هر صورت و به هر نحوی «نیروی حیاتی» اسرارآمیز را از بین برده، موضوع را منحرف کنند. پاستور برای پاسخ به اونا بعضی از دهانههای شیشه ای S شکل را شکست و منتظر ماند. بر طبق نظریه پیدایش خود به خودی حیات هیچ اتفاقی نباید میافتاد چون نیروی حیات مرده بود. ولی شیره گوشت به تدریج کدر شد چون مانعی بر سر راه میکروب ها برای رسیدن به محتویات درون لوله های آزمایش نبود. پاستور ثابت کرد که نیروی حیات در واقع افسانهای بیش نیست. از سوی دیگر آزمایش وی مشخص کنندهی قدرت میکروبهای غیرقابل دیدن نیز بود. نظریهی او تحول عظیمی در علم پزشکی بوجود آورد. |
پاستور با آزمایشهای خود نظر ردی رو تایید کرد! قرن ها تصور میشد که حیات خود به خود از ماده مرده مثل گوشت در حال فساد به وجود مییاد. پاستور در عوض عقیده داشت که آنچه که ما می بینیم در واقع آثار ناشی از میکروب های غیرقابل دیدن یا به اصطلاح ژرم در هواست. او برای اثبات نظر خودش لولههای آزمایش رو پر از شیره گوشت پخته و جوشیده شده کرد که هریک تنها از طریق لوله ای به شکل S با هوای بیرون رابطه داشت. برطبق نظریه "پیدایش خود به خودی حیات" این اتفاق باید پس از مدت کوتاهی به شکلی معجزه آسا رخ دهد. ولی پس از ماهها انتظار چنین اتفاقی رخ نداد. این نتیجه برای پاستور کاملاً قابل انتظار بود. جوشاندن موجب کشته شدن همهی باکتریهای موجود در شیره گوشت شد و ژرمهای جدید نیز به دلیل دهانه های لوله ای S مانند نتوانستند خود را به آنجا برسانند. طرفداران پیدایش خود به خودی حیات کوشیدند با این ادعا که جوشاندن به هر صورت و به هر نحوی «نیروی حیاتی» اسرارآمیز را از بین برده، موضوع را منحرف کنند. پاستور برای پاسخ به اونا بعضی از دهانههای شیشه ای S شکل را شکست و منتظر ماند. بر طبق نظریه پیدایش خود به خودی حیات هیچ اتفاقی نباید میافتاد چون نیروی حیات مرده بود. ولی شیره گوشت به تدریج کدر شد چون مانعی بر سر راه میکروب ها برای رسیدن به محتویات درون لوله های آزمایش نبود. پاستور ثابت کرد که نیروی حیات در واقع افسانهای بیش نیست. از سوی دیگر آزمایش وی مشخص کنندهی قدرت میکروبهای غیرقابل دیدن نیز بود. نظریهی او تحول عظیمی در علم پزشکی بوجود آورد.
| ردی اولین کسی بود که نظریه خلقالساعه (ایجاد خود به خود) رو رد کرد. بعدها پاستور با آزمایشهای خود نظر ردی رو تایید کرد! قرن ها تصور میشد که حیات خود به خود از ماده مرده مثل گوشت در حال فساد به وجود مییاد. پاستور در عوض عقیده داشت که آنچه که ما می بینیم در واقع آثار ناشی از میکروب های غیرقابل دیدن یا به اصطلاح ژرم در هواست. او برای اثبات نظر خودش لولههای آزمایش رو پر از شیره گوشت پخته و جوشیده شده کرد که هریک تنها از طریق لوله ای به شکل S با هوای بیرون رابطه داشت. برطبق نظریه "پیدایش خود به خودی حیات" این اتفاق باید پس از مدت کوتاهی به شکلی معجزه آسا رخ دهد. ولی پس از ماهها انتظار چنین اتفاقی رخ نداد. این نتیجه برای پاستور کاملاً قابل انتظار بود. جوشاندن موجب کشته شدن همهی باکتریهای موجود در شیره گوشت شد و ژرمهای جدید نیز به دلیل دهانه های لوله ای S مانند نتوانستند خود را به آنجا برسانند. طرفداران پیدایش خود به خودی حیات کوشیدند با این ادعا که جوشاندن به هر صورت و به هر نحوی «نیروی حیاتی» اسرارآمیز را از بین برده، موضوع را منحرف کنند. پاستور برای پاسخ به اونا بعضی از دهانههای شیشه ای S شکل را شکست و منتظر ماند. بر طبق نظریه پیدایش خود به خودی حیات هیچ اتفاقی نباید میافتاد چون نیروی حیات مرده بود. ولی شیره گوشت به تدریج کدر شد چون مانعی بر سر راه میکروب ها برای رسیدن به محتویات درون لوله های آزمایش نبود. پاستور ثابت کرد که نیروی حیات در واقع افسانهای بیش نیست. از سوی دیگر آزمایش وی مشخص کنندهی قدرت میکروبهای غیرقابل دیدن نیز بود. نظریهی او تحول عظیمی در علم پزشکی بوجود آورد. |